ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

634

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و سپس بطهران رفت و از آنجا باز بيزد آمد و با خان طرح دوستى افكند و بعد از چندى بواسطهء پريشان گوئيش باشارهء خان در مجلس شراب بكشيدن پيمانه زهرآلود پيمانه عمرش لبريز و بفاصلهء چند روز در اين سال وفات كرد ، و باندك زمانى خان ستمكار بمكافات كردار گرفتار و به اشاره نادر شاه از حليه بصر عارى آمد ، و اين دو شعر از او است : من روز خود از گنه سيه چون نكنم * حال دل‌خسته را تبه چون نكنم همچون تو خطابخش كريمى دارم * انصاف بده بگو گنه چون نكنم انتهى و ظاهرا مراد از نادر شاه ، نادر ميرزا نوادهء نادر شاه معروف باشد كه در آن اوقات بر خراسان استيلاء داشته ، و مقصود از خان ، محمد تقى خان يزدى است كه در آن ازمنه رئيسى مهم و معروف در يزد بوده . و حسينى تخلص چند نفر ديگر از شعراء غير از او است : 1 - حسينى مشهدى كه در قرن 11 بوده و در « مطلع الشمس 2 : 429 » نوشته . 2 - حسينى گورگانى كه او سلطان حسين ميرزاى بايقراى تيمورى است . 3 - حسينى مشهدى ديگر كه در ( 1224 ) بيايد . 4 - حسينى شيرازى كه در ( 1249 ) بيايد . و در « آينهء دانشوران » چنان‌كه ديدى نام اين حسينى صاحب عنوان را اصلا ننوشته و در « تاريخ يزد : 288 » يك نفر شاعر حسينى تخلص كه نامش حسين بوده آورده ، ليكن عصرش را معلوم نكرده كه ما بدانيم وى صاحب اين عنوان است يا ديگرى . * ( 249 - وفات امير حيدر شاعر بلگرامى ) * وى فرزند نور حسين بن مير غلامعلى آزاد است كه در ( ج 1 ص 113 سال 1200 عنوان 12 ) گذشت ، و خود از شعراء عصر خويش در هند بوده كه در نوزدهم ماه جمادى الاولى سنه هزار و صد و شصت و پنج - چنان‌كه در « الذريعة 9 : 100 ش 606 » فرموده - مطابق ( . . . ) حمل ماه برجى سال 1131 شمسى متولد شده ، و در نزد جد خود آزاد مذكور درس خوانده ، و چندين كتاب تأليف كرده : اول « ديوان اشعار » . دويم كتاب « منتخب الصرف »